تبلیغات
جهنم سرد... - بهاره رفت اما بهاره ها مانده اند..................

مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست ؛ مهم اینست که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد-صمد بهرنگی. . .

بهاره رفت اما بهاره ها مانده اند..................

امروز مطلبی رو توی سایت بالاترین خوندم با عنوان مرثیه ای برای بهاره. داستان از این قرار بود که بلاگ نویس جوان ، فعال حقوق زنان در اثر تصادف به دیار باقی شتافته و به سایت این بانو سر زدم. دختر خورشید ساده بود و زیبا اما آنچه مرا بیش از مرگ این بانو آزرد، مرده پرستی این جماعت آنقدر بر روح و روانم فشار آورد که بالافاصله تصمیم گرفتم بنویسم. اگر به بلاگش سر زدید به پستهای قدیمی سر بزنید و تعداد کامنتها رو ببینید. و آخرین پست که میزبان سایت ادعا کرده این بلاگ با تمام آرشیوش تا ابد باقی می مونه چند تا کامنت داره. و بعد برید و کامنت ها رو بخونید. بهاره رفت اما هنوز بهاره های دیگر زنده اند که فریاد می زنند و کسی نمی شنود. و شاید خیلی از آنها آنقدر خوش شانس هم نباشند که پس از مرگشان کسی صدایشان را بشنود. صدایی که دیگر از گلو خارج نخواهد.

روحت شاد بانو. مرگت باعث شد انسانها بفهمند که تو هم بوده ای؟؟



[ چهارشنبه 1390/02/7 - 15:46 ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| دوزخی ] [] [+]