تبلیغات
جهنم سرد... - وای بهار

مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست ؛ مهم اینست که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد-صمد بهرنگی. . .

وای بهار

بله در غیاب 88 نفر از نمایندگان زحمتکش و مسئول این ملت بودجه سال 1389 تصویب می شود و ما چه خوش خیالیم که فکر می کنیم بودجه سال آینده می تواند ما را از بحران خارج کند. این 88 نفر کجا بودند تا در مورد مهمترین مسئله کشور تصمیم گیری کنند؟ مسافرت؟ تفریح؟ ولخرجی؟ آهای نمایندگان ملت می دانید 1000 تومن گوشت چقدر می شود؟ می دانید 1000 تومن گوشت چند وعده غذائی می شود؟ نه نمی دانید. شما در خود فرو رفته اید. شما خوب می خورید. خوب می گردید. خوب خرج می کنید. اما خبر از حقوقهای معوقه ندارید. از زن میانسالی خبر ندارید که چهرهء زرد خود را در پس چادر رنگ و رو رفته اش قایم می کند با ترس 1000 تومن در می آورد و با صدای گرفته ای می گوید گوشت می خواهم. ندیدید که قصاب چقدر گوشت به او داد. ندیدید و از شرم نمردید. آهای نمایندگان مردم شرم نکردید. از غصه دق نکردید. فکر مسافرت نوروزیتان بودید. و من سه شب است بی خوابم. به فکر دستان لرزان آن زن. به فکر چهرهء زردش. به فکر چادر رنگ و رو رفته اش . به مقدار گوشتی که به دستانش دادند. به بهاری که در انتظارش است. به آینده ای که ندارد. به همهء آن چیزهائی که می خواهد اما ندارد. و من چه مضطربم. چه بی خوابم. وای بر این بهار که می آید. وای بر من. وای بر شما نمایندگان مسئول.



[ سه شنبه 1388/12/25 - 10:30 ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| دوزخی ] [] [+]